چقدر دلم میگیره وقتی صفحه وبلاگم اینقدر خلوته و حتی رهگذری هم ازش رد نشده
دلم پر میشه
از تنهایی
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 0:59  توسط آرام
|
همیشه وقتی جلوی مغازه های نوشت افزار فروشی می رم دفترهای نو سفید که هیچی توش نیست تحریکم میکنه اما هیچوقت تو خواب هم نمی دیدم که یه روز دفتری داشته باشم که هیچوقت تموم نشه. من آرام هستم دختری متولد 11 خرداد 1360.با اینکه مهندسی معدن خوندم عاشق نوشتم و نقاشی. از اینکه به وبلاگ من اومدی خوشحالم. اینجا برایم عین غار تنهاییه دوستش دارم چون اینجا مینویسم نوشتن نوعی بیان است بیان آنچه در ذهنت در روحت در دلت یا حتی در جسمت زاییده میشود نوعی بیان خویش نوشتن یعنی زندگی و خوبیش اینه که تو میایی اینجا اینا رو میخونی و من به نفس کشیدن و زنده بودن نوشته هام ایمان میارم وقتی واکنشت را میبینم و خوب است حس خوبیست شیرین و خوشمزه پس لطفا نظر یادت نره!!!