تبليغاتX
آرام نویسه های ذهن درگیر - ترس

آرام نویسه های ذهن درگیر

استفراغ واژه

ترس

اولین جمله ای که از ترس یادم میاد اینه : ترس برادر مرگه

الان بهتر از هر وقتی معنیشو میفهمم

وقتی توی بن بست و خلوت فکر خودم یک ایده را پرورش میدم آخرش تیشه ترسه که میاد و ریشه کنش میکنه و ایده همون جا خشک میشه

خوب این دلایل خیلی زیادی میتونه داشته باشه شاید خیلی وقتا لازمه که آدم فکر نکنه از الش اقدام کنه

درسته که اگه شکست خورد هر عقل سلیمی بهش میگه از اول باید فکر میکردی

اما اگر هم شکست نخورد اون عقل سلیم دهنش را می بنده و میشینه سر جاش

یه موقع هایی باید بگی گور بابای فکر اول شروع کنی بعد فکر

اینجوری وسط راه که رسیدی میتونی تا دلت میخواد در موردش فکر کنی

اما من که توی زندگی شخصیم وقتی خوب دور و برم را نگاه میکنم میبینم این عاقلانه و منطقی فکر کردنه خیلی جاها جلوی راهمو گرفته و خیلی کارهای نصفه نیمه مونده دور و برم

باید بلند شد بعد تصمیم گرفت

 

نتیجه : هیچگاه نشسته تصمیم نگیر پاشو وایسا

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 10:47  توسط آرام  |