زندگی و افکار مکتوب دختری به نام آرام
وقتی وارد میشه به زور سلام میکنه و مستقیم میره پشت میزش اگه بری پیشش که باهاش حرف بزنی خمیازه میکشه و نقی میزنه که پشیمون بشی و بری سر جات این روزها این کمترین حرفیه که همکارهای آرام در موردش میزنن اما آرام برای کسی نگفته و نمیگه که از این کار هم خسته شده از کارهایی که دوست نداره بکنه از رفتارهای تند و نامحترمانه همکارانش از اوضاع شرکت از حقوق کمش این تکرار است دلیل تکرار هم اینه که آرام تغییری نکرده و داره همون روند اشتباه قبلیش را ادامه میده اما آرام داره تغییر میکنه اینقدر عوض شده که نمی دونی تصمیم گیری اولین قدمه و اینجانب «آرام» تصمیم خود را گرفته ام که تغییر کنم A REAL BIG BANG
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


