تبليغاتX
آرام نویسه های ذهن درگیر
آرام نویسه های ذهن درگیر

زندگی و افکار مکتوب دختری به نام آرام

وقتی وارد میشه به زور سلام میکنه و مستقیم میره پشت میزش

اگه بری پیشش که باهاش حرف بزنی خمیازه میکشه و نقی میزنه که پشیمون بشی و بری سر جات

این روزها این کمترین حرفیه که همکارهای آرام در موردش میزنن

اما آرام برای کسی نگفته و نمیگه که از این کار هم خسته شده

از کارهایی که دوست نداره بکنه

از رفتارهای تند و نامحترمانه همکارانش

از اوضاع شرکت

از حقوق کمش

 

این تکرار است

دلیل تکرار هم اینه که آرام تغییری نکرده

و داره همون روند اشتباه قبلیش را ادامه میده

 

اما آرام داره تغییر میکنه

اینقدر عوض شده که نمی دونی

 

تصمیم گیری اولین قدمه

 

و اینجانب «آرام» تصمیم خود را گرفته ام

که تغییر کنم

A REAL BIG BANG

نوشته شده در پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 23:27 توسط آرام|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت