زندگی و افکار مکتوب دختری به نام آرام
خطاب به خودم و هر کسی که این نوشته را میخواند هم اکنون آخرین لحظه از زندگی سابق تو است. این لحظه و این دم که در حال خواندن این متن هستی اولین لحظه تولد تو است. یک "تو" ی جدید. (مطالبی را که میگویم از کتابهای مختلف و فیلمهایی مثل فیلم راز و از همه مهمتر درسهای استاد خوب و بی نظیرم آقای سید حسین عباس منش (وبسایت استاد و برنامه کلاسها و ...)و تجربیات شخصی خودم جمع آوری کرده ام) اما الان حالم خوب است. یکی از راه حلهای رسیدن به حس خوب صحبت کردن با دیگرانی که نظر تو را دارند و همچنین خواندن کتابهای انگیزشی است. مهمترین راه حل نوشتن است. آرام زنده است به نوشتن. با نوشتن و تمرکزی که از آن به دست می آورم به خواسته هایم و به پاسخ سوالاتم می رسم. هم اکنون میدانم که اینها وسوسه های نافرجام آن دشمن خودی است که ناخواسته ترا از رسیدن به خواسته هایت باز میدارد. هر بار هم درشکلی ظاهر میشود حتی در پوست دوستت. حتی در پوست خودت و منطقت و کلاً هر چه که فکر میکند تو به آن ایمان داری و از وی تأثیر می پذیری. اما فراموش کرده است که من میدانم که تنها چیز و کس و سرمایه و دارایی من چیزی نیست و کسی نیست جز خودم. الان میدانم که حالم خوب است. نیک میدانم که من به خواسته هایم میرسم. و نام خود را میشنوم که خوانده میشود و حاضرینی که صبر نمی کنند تا من روبرویشان بایستم و برمیگردند و به چهره شاد و لبخند عمیق و چشمان براق من با شوق مینگرند. و درون من پر است از شادی و عشق به همه مردم سرزمینم به همه آدمیان هستی و به هر آنچه در هر کجای کائنات قرار دارد یا روزی قرار داشته یا روزی قرار خواهد داشت. نیک میبینم روزی را که بر بلندای قله ای ایستاده ام و صدای همهمه و پچ پچ هیچ کس را نمی شنوم و نمیبینم جز نور. به تغییراتی که همیشه دلم میخواست بزرگ باشند و چشمگیر شاید برای اینکه به آنها افتخار کنم. شاید برای اینکه مدرک باشند تا به دیگران نشانشان بدهم اما امروز تغییراتی را در خودم میینم و در طرز فکرم و رفتارم که خیلی بهتر شده اند من از امور ساده دنیوی نمی گذرم پول برای من چرک کف دست نیست من به خاطر پول نداشتن ناراحت نیستم. به خاطر اینکه هنوز این توانایی را بدست نیاورده ام و قدرتش را ندارم ناراحتم اما به خاطر اینکه قدرت فکر دارم ممنونم به خاطر همه تجربیاتم ممنونم به خاطر چیزهای ریز و درشت اما خوب که نگاه میکنم میبینم که خیلی آرام تر از گذشته ام و در عوض انرژی ام خیلی بیشتر شده است بودن در این لحظه زندگی کردن در تک تک لحظه هایم را یک روز صبح سوار اتوبوس بودم و پر از استرس که دیرم شده است و تصویر هولناکی که از محیط محل کارم میگیرم و پر از انرژی منفی میشدم. الان به راحتی میگویم که حس بسیار بسیار شیرینی است که در هر لحظه زندگی کنی شاید اگر کسی قبلا این را میگفت میخندیدم اما الان شعار نمی دهم یک تجربه را که بارها و بارها تکرار کرده ام را بیان میکنم دارم به نتایج جالبی میرسم که زندگی ام شده تکرار اشتباهات گذشته اونهم به خاطر تکرار همان افکار فاجعه انگیز گذشته اگه این اینترنت امون بده بقیه اش را دونه دونه خواهم گفت برای امروز اینو بگم که : امروز تو دقیقا نتیجه خواستها و اندیشه های دیروز توست امروز جایی هستی که دیروز میخواستی باشی اینو به عینه دیدم
تو تصمیم گرفتی که تغییر کنی. میدانی که در زندگی اکنونت چیز یا چیزهایی هستند که دوستشان نداری. برایت خوشایند نیستند. میخواهی به نحوی از شرشان خلاص شوی.
این لحظه تولد این تصمیم است. تغییر. دگرگونی.
شاید همین تصمیم مهمترین و سخت ترین قدم باشد.
اگر حاضری و واقعاً میخواهی که در راه نو قدم برداری به ادامه مطلب بیا.
:ادامه مطلب:

اما در یک لحظه که تصمیم گرفتم در لحظه زندگی کنم سرم را به میله پشت صندلی تکیه دادم و در همان لحظه نسیم بسیار خنک و انرژی بخشی را حس کردم که قبلا اصلا متوجه اش نشده بودم. و وقتی رسیدم دیدم اصلا هم آنقدرها که فکر میکردم دیر نرسیدم.

| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


