چه خوشی از این بالاتر که مأمنی داشته باشی حتی در ارتفاعات یک کوه.خورشید صبح نرم بالا بیاید و کمرنگی کند که بهانه داشته باشی برای چشیدن لذت جمع کردن هیزم و گشتن و چرخ زدن و به فکر گرما بودن.
و گاهی ابری بیاید برای تجربه کردن سایه.و اگر باران نبارد از کجا بدانی که چشمان گرد و مهربانی در آسمان خیره به تو می نگرد؟
و اگر گاهی میوه ها بالای درخت نباشند تو چه تصوری از ارتفاع خواهی داشت؟
و زندگی خوب و شیرین می شود اگر پری کوچکی داشته باشی تا از همه چیز پیشش گله کنی و درد دل کنی و از خدا بد بگویی و از همه چیز و همه جا. و وقتی او برایت درد دل کند دلت پر از شادی شود که تو را محرم خود می داند.
و زندگی هر لحظه زیباتر می شود اگر زبانش را بفهمی و درکش کنی و به جای لجبازی به زبان خودش با او سخن گویی.
در زندگی هیچ گاه انتظار نداشته باشی که گاوها تاپاله هایشان را در توالت بریزند و پشت سرشان سیفون بکشند و اسبها روی دو پا راه بروند. یا طوطی ها بفهمند که باید ساکت باشند و جیغ نزنند.
+ نوشته شده در جمعه 31 خرداد1387ساعت 21:47  توسط آرام
|
روی سخنم با توست
تویی که عین خدا - نیستی
آه که دلم فقط مستراحی میخواهد که تخلیه شود
همین و لاغیر
+ نوشته شده در جمعه 31 خرداد1387ساعت 0:2  توسط آرام
|
میدونی به کیا حسودیم میشه؟
- اونی که وقتی دنبال کار میگرده بهش نمیگن بیا با مدرک مهندسی منشی باش.
- اونی که کاری به قد و هیکلش ندارن
- اونی که چون مرده آزاده و هیچ منعی نداره
- اون دختری که آزاده هرچی دلش می خواد بپوشه
- اونی که براش فیلتر نمی ذارن
- اونی که هر حرفی دلش می خواد میزنه
- اونی که نه فیلم سانسور شده میبینه نه کتاب پاره شده می خونه
- اونی که آهنگ براش انتخاب نمی شه
- اون که تمام عمرش مجبوره نیست تظاهر کنه به دین
- اونی که ۹۰ درصد روزهای تقویمش سیاه و عزا داری نیست
- اونی که اجازه داره شاد باشه
- اونی که عین کالا خرید و فروش نمیشه
- اونی که بتونی اعتماد کنه
- اونی که بدونه فردا یا هفته دیگه یا سال دیگه همین موقع کجاست و برنامه اش چیه
- اونی که از وبلاگش خوشش میاد
- اونی که جلوی آینه که بره گل از گلش بشکفه
- اونی که شاد باشه
- به تو
+ نوشته شده در شنبه 18 خرداد1387ساعت 20:11  توسط آرام
|
آدمها دو دسته اند
۱.کسانی که من دوستشون دارم. این گروه به دو دسته تقسیم می شن:
الف) کسانی که اونها هم من را دوست دارند
ب) کسانی که من را دوست ندارن. و احتمالا نمیدونن من دوستشون دارم یا نمیفهمن.
2.کسانی که من دوستشون ندارم که اینها هم دو گروهن:
الف) کسانی که من را دوست دارن
ب) کسانی که اونها هم از من بدشون میاد
امیدوارم با این مسائل پیچیده گیج نشده باشید
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 21:0  توسط آرام
|
از سه هفته قبل مدام زنگ و sms "آرام میایی بریم شمال؟" "آرام ما داریم میریم جنوب تو نمی یایی؟"
یاد اون موقعی میفتم که میخواستم به زور و جون کندن خودم را بچپونم تو برنامه هاشون
دوشنبه رئیس گفته هر کی توی تعطیلات نیومد دیگه نیاد
من صبح که بیدار میشم همه خوابن حتی طوطی هم خوابه
فقط منم که میرم سرکار
چند نفر خجسته هم از خواب صبحشون زدن
که برن کوه
وای اگه میشد بخوابم
اگه میشد خونه بمونم
به خدا تا ظهر میخوابیدم
میگم به خدا
+ نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 18:43  توسط آرام
|
خوش به حالت خجسته
بزن بر طبل خجستگی که اونم عالمی داره
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 22:12  توسط آرام
|
به خدا حالت خوب نیست
به خدا حالت خوب نیست
خدایا با تو ام
امروز حالت خوب نیست
چون من خوبم
نکنه بلایی سرت اومده؟
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 22:4  توسط آرام
|
صدایی باران را که نشناسی فکر میکنی کدام دست نامرئی چون نوازنده ماهر پیانو برگها را میزند و موسیقی میشنوی عجیب دلنشین
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 22:19  توسط آرام
|
شما بگین فرق یک نخ سیگار تازه آتیش کرده با یه صفحه "پست مطلب جدید" چیه؟
+ نوشته شده در یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 21:16  توسط آرام
|
امروز دلم مفری میخواهد که در آن سکنی گزینم
دلم نمیخواهد جنازه مردی را ببینم که مثل همیشه از یک هوس بازی ناکام به خانه می آید و با اخمهای مسخره اش داد میزند: آب بیار
و زن میدود به سمت آشپزخانه و آب می آورد و داد میزند : این یخ است و زن میدود و آب را گرم میکند
و میگوید آقا خسته نباشی و او میگوید : بنال چه مرگت است؟
زن میگوید بچه ها دو روز است هیچ نخورده اند
مرد به جیبش فکر میکند که کمی بیش از خرج یک روسپی در آن پول هست و دست در جیبش میکند و یادش می آید که شاید روسپی فردا پول بیشتری بخواهد
داد میزند : ندارم
زن شرمنده میشود که از شوهرش چنین خواسته است
+ نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت 20:27  توسط آرام
|
حقارت دل را ببین که وقت و بی وقت میگیرد
+ نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387ساعت 20:11  توسط آرام
|
حتی وقتی هم که به حماقت پای از حصارم بیرون می گذارم چشمهایم همه جا دنبال تو میگردن و من میگذرم از آن که تو نیست اما مدام با زخم کهنه و دردناکم بازی میکند.
دست بردار از این در وطن خویش غریب
+ نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387ساعت 9:55  توسط آرام
|
فصل پر ریزون طوطی که میشه هم خیلی اشتهاش زیاد میشه هم عصبی میشه و حساس.
یکی نیست بگه مگه آرام ها هم پر دارن؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 19:21  توسط آرام
|