|
|
|
|
|
همینطور بی هدف یک صفحه جدید باز میکنم و مینویسم مهم نیست که به اندازه تو خوب نمی نویسم مهم نیست که به اندازه نوشته های تو تکان دهنده نیست مهم نیست که کلمات را عین موم در دست ندارم مهم این است که می نویسم مهم این است که کیبورد زیر انگاشتانم ناله می کند و اینترنت هم کم می آورد و ارسال می شود کسی در دلم می گوید آخیش صدای Shut Down را میشنوم مودم را هم یادم می رود خاموش کنم دراز می کشم یادم نیست کی خوابم برد |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 11 تیر1387ساعت 17:6 توسط آرام
|
|
||
|
|
|
|
|
آی پام آی دلم
سرم درد میکنه همه جام درد میکنه آخ حالم داره به هم می خوره مامان میشه زنگ بزنی به رئیس بگی آرام حالش خوب نیست فردا نمیاد؟ بگو دیگه آخه گفته: مرخصی؟ فکرشم نکن |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت 21:14 توسط آرام
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز روز مادر بود
به هزار بهونه مامان را کشیدیم بیرون که یه حالی بهش داده باشیم برامون کیک خرید و بستنی بعدش هم که نذاشتیم شام مهمونمون کنه کرایه تاکسی مون را داد و اومدیم خونه مامان به این با حالی دیده بودی پدر هم که حتی زحمت یاد آوری هم به خودش نداد ای خدا دلگیرم ازت |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 4 تیر1387ساعت 21:20 توسط آرام
|
|
||
|
|
|
|
|
کاش میدانستی در دلم چه می گذرد
کاش میشد گاهی نامرئی باشم کاش مرا ندیده بودی کاش کمی هم سلیقه داشتی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387ساعت 21:6 توسط آرام
|
|
||
|
|
|
|
|
چه خوشی از این بالاتر که مأمنی داشته باشی حتی در ارتفاعات یک کوه.خورشید صبح نرم بالا بیاید و کمرنگی کند که بهانه داشته باشی برای چشیدن لذت جمع کردن هیزم و گشتن و چرخ زدن و به فکر گرما بودن. و گاهی ابری بیاید برای تجربه کردن سایه.و اگر باران نبارد از کجا بدانی که چشمان گرد و مهربانی در آسمان خیره به تو می نگرد؟ و اگر گاهی میوه ها بالای درخت نباشند تو چه تصوری از ارتفاع خواهی داشت؟ و زندگی خوب و شیرین می شود اگر پری کوچکی داشته باشی تا از همه چیز پیشش گله کنی و درد دل کنی و از خدا بد بگویی و از همه چیز و همه جا. و وقتی او برایت درد دل کند دلت پر از شادی شود که تو را محرم خود می داند. و زندگی هر لحظه زیباتر می شود اگر زبانش را بفهمی و درکش کنی و به جای لجبازی به زبان خودش با او سخن گویی. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 31 خرداد1387ساعت 21:47 توسط آرام
|
|
||
|
|
|
|
|
روی سخنم با توست
تویی که عین خدا - نیستی آه که دلم فقط مستراحی میخواهد که تخلیه شود همین و لاغیر |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 31 خرداد1387ساعت 0:2 توسط آرام
|
|
||
|
|
|
|
|
میدونی به کیا حسودیم میشه؟
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 18 خرداد1387ساعت 20:11 توسط آرام
|
|
||
|
|
|
|
|
آدمها دو دسته اند
۱.کسانی که من دوستشون دارم. این گروه به دو دسته تقسیم می شن: الف) کسانی که اونها هم من را دوست دارند ب) کسانی که من را دوست ندارن. و احتمالا نمیدونن من دوستشون دارم یا نمیفهمن. 2.کسانی که من دوستشون ندارم که اینها هم دو گروهن: الف) کسانی که من را دوست دارن ب) کسانی که اونها هم از من بدشون میاد
امیدوارم با این مسائل پیچیده گیج نشده باشید
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 21:0 توسط آرام
|
|
||
|
|
|
|
|
از سه هفته قبل مدام زنگ و sms "آرام میایی بریم شمال؟" "آرام ما داریم میریم جنوب تو نمی یایی؟"
یاد اون موقعی میفتم که میخواستم به زور و جون کندن خودم را بچپونم تو برنامه هاشون دوشنبه رئیس گفته هر کی توی تعطیلات نیومد دیگه نیاد من صبح که بیدار میشم همه خوابن حتی طوطی هم خوابه فقط منم که میرم سرکار چند نفر خجسته هم از خواب صبحشون زدن که برن کوه وای اگه میشد بخوابم اگه میشد خونه بمونم به خدا تا ظهر میخوابیدم میگم به خدا
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 18:43 توسط آرام
|
|
||
|
|
|
|
خوش به حالت خجسته بزن بر طبل خجستگی که اونم عالمی داره |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 22:12 توسط آرام
|
|
||